استرن در سال ۱۹۶۳ خرید را به دو نوع زیر تقسیم نمود:
۱.خرید برنامه ریزي شده
۲. خرید بدون برنامه
بر اساس این دسته بندي، در رفتار خرید برنامه ریزي شده، زمان استفاده شده براي جستجوي اطلاعات مشخص و نسبتاً طولانی است و تصمیم گیري از یك فرایند منطقی پیروي میکند اما خرید بدون برنامه اشاره دارد به تمام خریدهایی که بدون برنامه ریزي از قبل تعیین شده انجام میگیرند. خریدهاي برنامه ریزي شده منطبق بر دیدگاه منطقی در فرایند خرید است در حالی که خریدهاي برنامه ریزي نشده بیشتر توسط دیدگاه تجربی قابل توضیح میباشند خرید بدون برنامه را میتوان شامل تمام خریدهایی که از رویکرد منطقی در فرایند خرید پیروي نمیکنند دانست.
پژوهشگران اولیه از دو اصطلاح خرید ناگهانی و خرید بی برنامه به طور مترادف استفاده میکردند. چنین تصور و تعریفی باعث مییشد محققان کالاها را بر اساس ناگهانی خریداري شدن یا نشدنشان طبقه بندي و تفکیك نمایند. در دهه ۱۹۸۰ تحقیقات مهمی انجام شد و ماهیت خرید ناگهانی را روشن کرد. آنها به وضوح خاطر نشان کردند که؛ این افراد هستند و نه اجناس که خرید و مصرف ناگهانی را تجربه میکنند. خرید ناگهانی امروزه به عنوان میل جوششی براي خرید، بدون در نظر گرفتن چرایی دلیل و منطق فرد براي داشتن آن کاال تعریف میشود در تحقیقات قدیمی فرض بر این بوده که خرید ناگهانی یك حالت خاص از خرید برنامه ریزي نشده میباشد که پس از تحریکات بصري، فعال شده و در مدت زمان بسیار اندکی به اجرا در آمده است اما تحقیقات اخیر در زمینه رویکردي عمدتاً بر تمایز بین افرادي متمرکز شده اند که خریدار ناگهانی هستند یا نیستند. استرن در سال ۱۹۶۲ نه فاکتور تأثیرگذار بر خرید ناگهانی را شناسایی نمود.
۱ .قیمت پایین
۲ .نیاز نهایی به کاال یا خدمات
۳ .توزیع انبوه
۴ .سلف سرویس بودن
۵ .تبلیغات انبوه
۶ .ترفیعات نمایشی فروشگاه
۷ .عمر کوتاه محصول
۸ .اندازه کوچك
۹ .راحتی ذخیره کردن.

































































































